


موفقیت در هر جمعی مستلزم این است که آن محیط را خوب بشناسیم و از نظرات و دیدگاههای افراد آن محیط شناخت کافی داشته باشیم. بدون ارتباط با افراد این شناخت بدست نمی آید. چنین وضعیتی در محیط های مدرسه خصوصا در مدارس متوسطه اهمیت دو چندان دارد. چون ما در محیط های مدرسه آینده یک ملت را رقم می زنیم. برای همین ما باید ضمن داشتن وجدان کاری از مسئولیت پذیری بالایی نیز بر خور دار باشیم. در پی چنین توضیحاتی است که مسئولیت سنگین مدیران در شناخت و ارتباط با دانش آموزان مشخص می شود. حقیقت این است که بدون ارتباط با دانش آموزان و بدون آگاهی از نظرات دیدگاهها و نگرشهای آنان از آنچه که در مدرسه می گذرد و یا باید بگذرد. امکان یک مدیریت خوب در مدرسه وجود ندارد.
در همین راستاست که مدیر مدرسه باید جلسات انجمن و اولیا را فعال کند تا بتواند با آگاهی از آنچه که مسائل از دریچه آنان نگریسته می شود، مدیریت کارآمدی را اعمال کند. ارتباط با اولیا دانش آموزان در واقع نوعی ارتباط با دانش آموزان است چون قسمتی از برداشتهای دانش آموزان در اولیا آنها تجلی پیدا کرده است. علاوه بر این ما بر فرزندان آنها مدیریت می کنیم. و آنها برای ما مهم هستند.که بدانیم چه دیدگاهی در مورد مسائل مختلف مدرسه دارند و انتظارات آنها چگونه است. و چگونه می توانیم با همکاری آنها دانش آموزان را برای رسیدن به اهداف آموزشی و تربیتی سوق دهیم. اما بسیاری از مدیران ما به انجمن و اولیا اعتقاد کمتری دارند. و یا اگر اعتقاد دارند در این زمینه کم کاری می کنند. شاید هم مهارت لازم را برای کار کردن ندارند.
ارتباط با اولیا دانش آموزان و فعال سازی جلسات انجمن و اولیا یک واقعیت است نه قول برخی فرمالیته است و نه در صورت لزوم، فقط به درد برخی کارهای خدماتی می خورند.
آیا به نظر شما اگر ما از دیدگاهها و نگرشها و انتظارات دانش آموزان و اولیا آنها آگاهی داشته باشیم و بتوانیم از آنها در ادراه مدرسه کمک بگیریم خوب می توانیم مدیریت کنیم یا نه خود به تنهائی همه چیز را به عهده بگیریم و همه چیز را از دریچه خود بنگریم. و به جای چند دست، تنها یک دست داشته باشیم. به جای ارزش گذاری، توجهی به آنها نکنیم. به جای بسیج نیروها، تنها خود باشیم؟
مدیر از چه راههایی می تواند با دانش آموزان ارتباط داشته باشد.
راههای ارتباط مدیر با دانش آموزان:
1- سخنرانی در سر صف .
2- سخنرانی در سر کلاس.
3- فعال کردن صندوق ارتباط با مدیر مدرسه.
4- برگزاری جلسات شورای دانش آموزی.
5- ارتباط های موردی و خصوصی.
6- بر گذاری جلسات انجمن و اولیا.
7- ارتباط با اولیای دانش آموزان در جلسات آموزش خانواده.
عواقب ناشی از عدم ارتباط مدیر با دانش آموزان:
1- عدم آشنائی مدیر با نظرات و دیدگاههای دانش آموزان در مورد مسائل مدرسه.
2- عدم آشنائی مدیر با مشکلات دانش آموزان.
3- عدم آشنائی دانش آموزان با دیدگاهها و انتظارات مدیریت مدرسه.
4- تضعیف یا نبود حس همکاری دانش آموزان در رابطه با مسائل مربوط به مدرسه.
5- بروز این اعتقاد که دانش آموزان مدیر مدرسه را بی لیاقت، بی خیال، زور گو و بی عرضه می دانند.
6- عدم ارزش گذاری روی دانش آموزان و حکومت بر کسانیکه ما به آنها اهمیت نمی دهیم.
7- عدم شناخت بسیاری از مشکلات که از دید ما پنهان است.

یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی كه خود ما آنرا نمی شناسیم ردای فارغ التحصیلی است. لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یك دانشجو در دانشگاههای خارج می خواهد مدرك دكترای خود را بگیرد، یك لباس بلند مشكی به تن او می كنند و یك كلاه چهارگوش كه از یك گوشه آن یك منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می خواند.
هنگامی كه از ما سوال می شود كه این لباس و كلاه چیست؟ چه پاسخی میدهید؟! هنگامی كه از یك اروپایی یا ژاپنی و یا حتی آمریكایی سوال شود این لباس چیست كه شما تن فارغ التحصیلانتان می كنید می گویند ما به احترام «آوی سنت» (ابن سینا) پدر علم جهان این لباس را به صورت نمادین می پوشیم.
آنها به احترام «آوی سنت» كه همان «ابن سینا»ی ماست كه لباس بلند رداگونه می پوشیده، این لباس را تن دانشمندان خود می كنند. آن كلاه هم نشانه همان دستار است (کمی فانتزی شده) و منگوله آن نمادی از گوشه دستار خراسانی كه ما ایرانی ها در قدیم از گوشه دستار آویزان می كردیم و به دوش می انداختیم. در اروپا و آمریكا علامت یك آدم برجسته و دانش آموخته را لباس و كلاه ابن سینا می گذارند، ولی ما خودمان نمی دانیم !!


با استفاده از آمار مي توان هر موضوع يا حادثه اي را دقيق تر بيان كرد تا افراد هم آن را بهتر درك كنند. واقعه كربلا تنها يك بار در طول تاريخ اتفاق افتاد. اما اين رويداد بينظير و مسائل قبل و بعد از آن را افراد مختلفي نقل و روايت كرده اند. به همين دليل برخي از اطلاعات و آمار ها با همديگر تفاوت دارد. از ميان آمار هاي موجود، ما چهل نمونه را براي شما انتخاب كرديم.
* قيام حضرت امام حسين (ع) از روز خودداري از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد.
* قيام سالار شهيدان از مدينه آغاز و به كربلا ختم شد. اين قيام يك هفته در مدينه، 4 ماه و 10 روز در مكه، 23 روز بين راه مكه تا كربلا (از دوم محرم تا دهم محرم) به طول انجاميد.
* از مكه تا كوفه منزل هايي وجود داشت كه ما امروز به آنها كاروانسرا يا اقامتگاه ميگوييم. كاروان سيد الشهدا در مسير حركت خود از 18 منزل عبور كرد.
* فاصله ميان اين منزل ها با همديگر حدود سه فرسنگ و گاهي پنج فرسنگ بوده است.
* اسراي اهل بيت امام حسين(ع) از كوفه تا شام از 14 منزل عبور كردند.
* زماني كه امام حسين (ع) در مكه حضور داشت حدود 12000 نامه از كوفه براي آن حضرت فرستاده شد كه در آنها از آن امام دعوت كرده بودند تا به شهر كوفه برود و به ياري مردم آن ديار بشتابيد.
* زماني كه فرستاده امام حسين(ع) يعني مسلم بن عقيل به كوفه رسيد، تعداد 18 هزار نفر با ايشان بيعت كردند. برخي هم تعداد بيعت كنندگان را 25 هزار يا 40 هزارنفر عنوان كردند.
* در زيارت ناحيه نام 17نفر از فرزندان ابيطالب به عنوان شهدا كربلا ذكر شده است.
* درجمع شهداي كربلا،3 كودك ازخاندان بني هاشم وجود دارد.
* از خاندان بني هاشم درمجموع 33نفر در واقعه كربلا به شهادت رسيدند. اين مجموع عبارتند ازحضرت امام حسين(ع)، سه نفر فرزندان حضرت سيدالشهداء(ع)، 9 نفر از فرزندان امام علي(ع)، چهار نفر از فرزندان امام حسن مجتبي(ع)، دوازده تن از اولاد عقيل و 4 نفر از فرزندان جعفربن ابيطالب. البته درمنابع مختلف 18و 30 نفر هم ذكرشده است.
* غيراز سالارشهيدان و خاندان بني هاشم، نام82 نفر از شهدا نامشان در زيارت ناحيه مقدسه و برخي منابع ديگر آمده است. غيرازشهيدان نام29 نفر ديگر درمنابع متأخرتر آمده است.
*مجموع شهداي كوفه از ياران امام حسين(ع) 138نفر است.
* درميان شهداي كربلا تعداد 14غلام ديده مي شود.
* پس از واقعه كربلا، دشمنان امام حسين، سرهاي تعدادي از شهداي كربلارا از بدنهاي آنان جداكرده و با خود به كوفه بردند. آنان در اين واقعه سرهاي 78 شهيد را بين خود تقسيم كردند. در اين ميان قيس بن اشعف، رئيس قبيله بني كنده 13 سر، شمر رئيس هوازن 12 سر، قبيله بني تميم 17 سر، قبيله مذحج 6 سر و افراد متفرقه از قبايل ديگر13 سر را همراه خود بردند.
* پس ازشهادت امام حسين(ع)تعداد33 زخم نيزه و34 ضربه شمشيرغيراز زخم هاي تيربر بدن مطهرآن امام به چشم مي آمد. سيدالشهدا(ع) در هنگام شهادت 57 سال داشت.
* بعدازشهادت سيدالشهدا(ع) تعداد 10 نفر از دشمنان با اسب هاي خود بر بدن مطهر آن امام تاختند.
* سپاهيان كوفه با33 هزارنفربه جنگ با امام حسين(ع) وارد شدند. درمرحله اول22 هزار نفر شامل عمرسعد با6000 نفر و سنان،عروه بن قيس، شمرو شبث بن ربعي هركدام با4000نفر براي نبرد آماده شدند. سپس در ادامه يزيدبن ركاب كلبي با2 هزارنفر، حصين بن نميربا4000نفر، ما زني با3000نفر و نصرمازني با2000نفر پا به ميدان مبارزه با سالار شهيدان گذاشتند.
* حضرت سيدالشهدا(ع)درروز عاشورا براي 10نفرمرثيه خواند و درشهادت آنان سخناني ايراد فرمود و آنان را دعا و يا دشمنان آنان را نفرين كرد. اين ده نفرعبارتند از: حضرت علي اكبر، حضرت ابوالفضل العباس، حضرت قاسم، عبدالله بن حسن، عبدالله طفل شير خوار، مسلم بن عوسجه، حبيب بن مظاهر، حربن يزيدرياحي، زهيربن قين و جون
* امام حسين(ع)در شهادت دو نفر بر آنان درود و رحمت فرستاد. اين دو تن مسلم بن عقيل و هاني بن عروه بودند.
* سيدالشهدا(ع) در واقعه كربلا بر بالين 7نفر از شهدا يعني مسلم بن عوسجه، حربن رياحي، واضح رومي، جون، حضرت ابولفضل(ع)، حضرت علي اكبر و حضرت قاسم با پاي پياده رفت.
* در روز عاشورا دشمنان سرهاي سه نفر از شهدا يعني عبدالله بن عمير كلبي،عمروبن جناده وعابس بن ابي شبيب شاكري را به جانب امام حسين(ع) پرتاب كردند.
* پيكرهاي سه نفر از شهداي واقعه كربلا يعني حضرت ابوالفضل العباس(ع)، حضرت علي اكبر و عبدالرحمن بن عمير توسط دشمنان سنگدل قطعه قطعه شد.
* در واقعه كربلا 5 كودك و نوجوان كه هنوز به سن بلوغ نرسيده بودند، جام شهادت را نوشيدند. اين افراد عبارتند از:
1-عبدالله بن حسين، كودك شير خوار امام حسين(ع)
2-عبدالله بن حسن
3-محمدبن ابي سعيد بن عقيل
4-قاسم بن الحسن
5-عمروبن جناده انصاري
* تعداد 5 تن از شهداي كربلا از اصحاب حضرت رسول(ص) بودند.
انس بن حرث كاهلي
حبيب بن مظاهر
مسلم بن عوسجه
هاني بن عروه
عبدالله بن بقطر عميري
* در ركاب سالار شهيدان 15 غلام به درجه رفيع شهادت رسيدند.
نصروسعد- ازغلامان امام علي(ع)
منحج- غلام امام حسن مجتبي(ع)
اسلم و غارب- غلامان امام حسين(ع)
حرث- غلام همزه
جون- غلام ابوذر غفاري
رافع- غلام مسلم ازدي
سعد-غلامعمرصيداوي
سالم-غلام بني المدينه
سالم- غلام عبدي
شوذب غلام شاكر
شيب-غلام حرث جابري
واضح-غلام حرث سلماني
اين چهارده نفر در كربلا به شهادت رسيدند. امام حسين (ع) غلام ديگري به نام سلمان داشت. آن حضرت او رابراي انجام مـأموريتي به بصره فرستاد كه در آنجا به شهادت رسيد.
* دو نفر از ياران امام حسين (ع) روز عاشورا به اسارت دشمن در آمده و سپس به شهادت رسيدند. اين دو تن سوار بن ثمامه صيداوي هستند.
* چهار نفر از ياران امام حسين (ع) در كربلا پس از شهادت آن حضرت به درجه رفيع شهادت نايل آمدند. اين افرادعبارتند از: سعد بن حرث و برادرش ابوالحتوف، سويد بن ابي مطاع كه مجروح بود ومحمد بن ابي سعيد بن عقيل
* تعداد7 نفر از شهداي كربلا در حضور پدر بزرگوارشان به شهادت رسيدند. اين افراد عبارتند از: حضرت علي اكبر،عبدالله بن حسين، عمرو بن جناده، عبدالله بن يزيد، عبيدالله بن يزيد، مجمع بن عائذ و عبدالرحمن بن مسعود.
* تنها زني كه در كربلا به شهادت رسيد ام وهب،همسر عبدالله بن عمير كلبي بود.
* در واقعه كربلا 5 نفر از زنان به دلايلي از خيمه ها بيرون آمده و به دشمن حمله ور شده و يا به آنها اعتراض كردند. اين بانوان عبارتند از:
حضرت زينب كبري(س)
كنيز مسلم بن عوسجه
مادر عمرو بن جناده
ام وهب، همسر عبدالله كلبي
مادر عبدالله كلبي
* حضرت علي اكبر (ع) فرزندسالار شهيدان، اولين نفر از خاندان بنيهاشم بود كه در كربلا به شهادت رسيد.آن حضرت به هنگام شهادت27 سال داشت.
* در واقعه كربلا سرهاي2شهيد يعني حضرت علي اصغر (ع) وحربن يزيد رياحي از پيكر آنان جدا نشد.
پس از شهادت امام حسين (ع) ده نفر از ياران سپاه يزيد وسايل آن حضرت را غارت كردند. پيراهن، زيرجامه، عمامه، كفشها، زره، انگشتر، كلاه خود و شمشير آن امام را با خود بردند.
* دهم محرم سال 61هجري برابر با روز جمعه بود. روز عاشورا در تاريخ معادل21 مهر ماه سال 59 مي باشد.
* امام حسين (ع) هنگام شهادت 57 سال داشت.حضرت علي اكبر (ع) به هنگام شهادت 27 سال داشت.
* نام 13 نفر از فرزندان ابيطالب كه در حماسه عاشورا به شهادت رسيدند در زيارت ناحيه نيامده است.
* در روز عاشورا تعداد 60 خيمه با فاصله 2 متر از يكديگر در صحراي كربلا بر پا شده بود.
* در واقعه كربلا سه نفر از شهدا يعني جناده بن حرث، عبدالله بن عمير كلبي ومسلم بن عوسجه همراه با خانواده هاي خود در اين حماسه ماندگار تاريخ اسلام حضور داشتند.
* در واقعه عاشورا هشت مرد و پسر يعني امام زين العابدين(ع)،امام محمد باقر(ع)، عمر بن حسين، حسن بن حسن، زيد بن حسن، عمربن حسن، محمد بن عمر بن حسن و محمد بن حسين به اسارت دشمن در آمدند كه در اين ميان تنها امام سجاد(ع) و عمربن حسن به سن بلوغ رسيده بودند.
* امام حسين (ع) در روز عاشورا، فرماندهي لشكر خود را به افراد مختلفي سپرده بودند. زهير بن قين و حبيب بن مظاهر مسئوليت جناح هاي راست و چپ لشكر را بر عهده داشتند و حضرت ابوالفضل(ع) و خود سيدالشهدا(ع) نيز قلب لشكر را هدايت مي كردند.
* سعد نيز لشكر خود را توسط چند نفر هدايت مي كرد. عمروبن حجاج و شمر، جناحهاي راست وچپ لشكر را فرماندهي مي كردند. عمروبن قيس و شبث بن ربعي هم سواره نظام و پياده نظام لشكر عمر سعد را رهبري ميكردند.

«ان یوم غدیر خم بین الفطر و الاضحى و الجمعه كالقمر بین الكواكب...»؛ روزعید غدیر خم در میان سه عید فطر و قربان و جمعه، مانند درخشندگى ماه در میان ستارگان است. چه تعبیر ظریفى امام دارد كه عید غدیر را تشبیه به ماه كرده است و دیگر اعیاد را به ستاره؛ زیرا در این روز بزرگ بود كه خداوند اعلام كرد: امروز دین را بر شما تكمیل كردم و نعمتم را بر شما به اتمام رساندم «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا»؛ نعمت بزرگ اسلام كه از هر نعمتى ارزنده تر و گرانبهاتر است، كامل نمىشود و محقق نمىگردد جز با ولایت علىعلیه السلام « و ما نودى بشىء مثل ما نودى بالولایه».
امام صادق علیه السلام اعمال این روز مهم را در چهار مورد خلاصه مىكند:
1- صیام: در برخى روایات وارد شده كه روزه این روز برابر است با صد بار حج و صد بار عمره. و در روایت دیگرى، كفاره شصت سال گناه است. پس حتما برادران و خواهران به این فضیلت بسیار مهم توجه كنند و حتما آن را روزه بدارند.
2- قیام: اصطلاحا قیام بر عبادت و زنده نگه داشتن این یوم الله با مناجات و دعا و استغفار، اطلاق مىشود ولى ممكن است قیام كنایه از استقامت و پایدارى در راه حق و قیام در برابر دشمنان اسلام و مسلمین و مبارزه با طاغوتها و ستم پیشگان باشد.
بهر حال خود قیام علیه باطل و جهاد در راه خدا، نیز یك عبادت بزرگ است بلكه از اهم فرائض و واجبات است.
3- اطعام الطعام: مهمانى كردن و اطعام نمودن برادران با ایمان از ویژگىهاى تمام اعیاد به ویژه این عید بزرگ است كه بر آن تاكید شده است. و قطعا خرسند نمودن مؤمنین، از برترین عباداتى است كه رضایت پروردگار را به دنبال دارد.
4- صلة الاخوان: احسان و نیكى به برادران مؤمن و دید و بازدید و زیارت آنان پیوسته از اعمال بسیار پسندیده و نیكو است ولى در این روز، تاكید بر آن شده است. در روایت دارد كه هر وقت با برادر مومنى دیدار كردید، براى تهنیت به او بگویید:
«الحمد لله الذى جعلنا من المتمسكین بولایة امیرالمؤمنین و الائمه علیهم السلام »؛ سپاس و حمد خداى را كه ما را جزء تمسك جویان به ولایت امیرمومنان و دیگر امامان که درود خداى رحمان بر آنان باد، قرار داد.
ای علی تو نشان هدایت این امتی؛ هر که تو را دوست بدارد ، رستگار شود و هر که تو را دشمن بدارد ، به هلاک افتد. پیامبر اکرم (ص)
ولایت علی بن ابی طالب (ع) ولایت خدا و محبت او عبادت خدا و پیروی از او فریضه ای از جانب خدا است . پیامبر اکرم (ص)
هر که من مولای اویم پس علی مولای او است . پیامبر اکرم (ص)
روز غدیر خم برترین عید امت من است . پیامبر اکرم (ص)
خداوند پس از غدیر خم برای کسی حجت و عذری باقی نگذاشت . حضرت فاطمه زهرا (س )

معلم و شاگرد
بانگ برداشتم : آه دختر
وای ازین مایه بی بند و باری
بازگو ، سال از نیمه بگذشت
از چه با خود کتابی نداری ؟
می خرم ؟
کی ؟
همین روزها
آه
آه ازین مستی و سستی و خواب
معنی ی وعده های تو این است
نوشدارو پس از مرگ سهراب
از کتاب رفیقان دیگر
نیک دانم که درسی نخواندی
دیگران پیش رفتند و اینک
این تویی کاین چنین باز ماندی
دیده ی دختران بر وی افتاد
گرم از شعله ی خود پسندی
دخترک دیده را بر زمین دوخت
شرمگین زینهمه دردمندی
گفتی از چشمم آهسته دزدید
چشم غمگین پر آب خود را
پا ، پی پا نهاد و نهان کرد
پارگی های جوراب خود را
بر رخش از عرشق شبنم افتاد
چهره ی زرد او زردتر شد
گوهری زیر مژگان درخشید
دفتر از قطره یی اشک ، تر شد
اشک نه ، آن غرور شکسته
بی صدا ، گشته بیرون ز روزن
پیش من یک به یک فاش می کرد
آن چه دختر نمی گفت با من
چند گویی کتاب تو چون شد ؟
بگذر از من که من نان ندارم
حاصل از گفتن درد من چیست
دسترس چون به درمان ندارم ؟
خواستم تا به گوشش رسانم
ناله ی خود که : ای وای بر من
وای بر من ، چه نامهربانم
شرمگینم ببخشای بر من
نی تو تنها ز دردی روانسوز
روی رخسار خود گرد داری
اوستادی به غم خو گرفته
همچو خود صاحب درد داری
خواستم بوسمش چهر و گویم
ما ، دو زاییده ی رنجچ و دردیم
هر دو بر شاخه ی زندگانی
برگ پژمرده از باد سردیم
لیک دانستم آنجا که هستم
جای تعلیم و تدریس پندست
عجز و شوریدگی از معلم
در بر کودکان ناپسندست
بر جگر سخت دندان فشردم
در گلو ناله ها را شکستم
دیده می سوخت از گرمی ی اشک
لیک بر اشک وی راه بستم
با همه درد و آشفتگی باز
چهره ام خشک و بی اعتنا بود
سوختم از غم و کس ندانست
در درونم چه محشر به پا بود
سیمین بهبهانی

|
رديف |
محور |
شاخص |
زير شاخص |
|
1 |
اداري |
13 |
73 |
|
2 |
مالي |
16 |
50 |
|
3 |
پرورشي |
40 |
175 |
|
4 |
آموزشي |
31 |
152 |
|
5 |
مهارتي |
13 |
59 |
|
6 |
شبانه روزي |
11 |
68 |
|
|
جمع كل |
124 |
577 |










